کد خبر: 11351تاریخ انتشار : ۱۱:۰۵:۱۹ - یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵

طاهره عیدی زاده/مارپیچ سکوت در تصمیم سازی های سیاسی

طاهره عیدی زاده/ نظریه مارپیچ سکوت یا Spiral Silence توسط نظریه پرداز آلمانی الیزابت نوئل نئومان ارائه شده است. هرچند این نظریه ارتباطاتی در ابتدا پیرامون تأثیر رسانه ها بر افکار عمومی شکل گرفت اما میتوان آن را در تشریح شرایط حاکم بر مجامع سیاسی و به کار گرفت. نئومان معتقد است افراد زمانی که […]

e1bb6c775849ee7b05799e2aa780d116

طاهره عیدی زاده/ نظریه مارپیچ سکوت یا Spiral Silence توسط نظریه پرداز آلمانی الیزابت نوئل نئومان ارائه شده است. هرچند این نظریه ارتباطاتی در ابتدا پیرامون تأثیر رسانه ها بر افکار عمومی شکل گرفت اما میتوان آن را در تشریح شرایط حاکم بر مجامع سیاسی و به کار گرفت.
نئومان معتقد است افراد زمانی که احساس می کنند نظر و عقیده آنها در مقایسه با افراد دیگر در اقلیت قرار دارد از ترس ترد شدن از عنوان نمودن ان خودداری نموده و نظری را که تصور می کنند نظر اکثریت است به نظر خود ترجیح می دهند هرچند این برداشت آنها ممکن است مبتنی بر واقعیت نباشد. در واقع افراد از ترس قرار گرفتن در انزوا، تمسخر، ترد شدن و در اقلیت قرار گرفتن نظر اکثریت را می پذیرند.
این نظریه برای رسانه های ارتباط جمعی قدرت بالایی متصور است و در کتاب نظریه های ارتباطات در مورد آن آمده است که: نوئل نئومان استدلال می کند که سه ویژگی ارتباط جمعی ، یعنی تراکم ، همه جایی بودن و هم صدایی در ایجاد اثرهای قوی بر افکار عمومی با هم ترکیب می شوند هم صدایی به تصویر همشکلی از رویداد یا موضوعی که می تواند توسعه داد اشاره دارد و اغلب میان روزنامه ها ی مختلف ، مجلات ، شبکه های تلویزیون و رسانه های دیگر مشترک است.
مارپیچ سکوت می گوید رسانه های جمعی بر درک و ارزیابی مردم از فضای فکری جامعه اثر می گذارند. چرا که مخاطبان نظر افراد شاخص، نتایج نظرسنجی ها جهت گیری های اصلی نظام حکومتی را از رسانه ها دریافت می کنند و به موازات انتشار و توزیع این خوراک ها ی رسانه ای حمایت های میان فردی از عقیده ی اقلت به مرور ضعیف می شود و ادامه این روند به شکل گیری مارپیچی سکوت منجر می شود.
این نظریه مکانیسم تشکیل افکارعمومی پیرامون یک موضوع را تعریف نموده و راهنمای خوبی برای علاقه مندان به متدهای جنگ روانی و گزینش یک روش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و شکل دهی به آن در جهت دلخواه یک سیستم، جناح یا فرد خاص است. شاید بتوان الگوی رفتارهای سیاسی حاکم بر برخی تشکل های و جناح های سیاسی در کشور را با نظریه مارپیچ سکوت منطبق دانست. به این شکل که در تصمیم گیری های مهم درون تشکل ها و مجموعه های سیاسی افراد و کنش گران صاحب رأی، علی رغم مخالفت درونی با تصمیمات و نظرات مطرح شده از بیم قرار گرفتن در اقلیت و انزوا و احیانا رد شدن نظرشان از سوی اکثریت به هرگونه تصمیم و نظری تن می دهند و با نظر جمع همراهی میکنند. حال خروجی این تصمیمات تا چه حد از نظر آنان صحیح بوده و آن را تا چه میزان منطبق بر تعقّل و به دور از منفعت طلبی می دانند به روشنی مشخص نیست. در واقع رفتارهای از این دست در محافل سیاسی تبدیل به یک هنجار و الگوی ثابت شده است.
برخی صاحب نظران علم ارتباطات معتقدند با ظهور رسانه های مجازی نوع دیگری از تریبون در اختیار کنشگران سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است که با استفاده از آن می توان تا حدودی نقیضه مطرح شده در خصوص مارپیچ سکوت را برطرف کرد و افراد می توانند مراتب اعتراض و مخالفت خود را نسبت به مسائل مطروحه در محافل سیاسی در این فضا و تریبون نوظهور مطرح نمایند.
بسیاری از صاحب نظران تا پیش از انتخابات به شدت نگران وقوع حوادث ناگوار متأثر از فضای رسانه های مجازی بودند و تصور میکردند پتانسیل ایجاد شده برای این رسانه های نوظهور و تسهیل گردش آزاد و کنترل نشده اطلاعات تقابل گروه های سیاسی را تشدید نموده و به دامن زدن شایعات بی اساس در فضای سیاسی کمک خواهد نمود.
هرچند اتفاقات از این دست نیز در فضای انتخابات اخیر مجلس خبرگان و بسیار بیشتر از آن مجلس شورای اسلامی کم نبود با این حال به نظر می رسد این فضا به میزان زیادی عکس العمل های افراد در قبال تحرکات جناح و تیم های مقابل و چه بسا تیم های درون گروهی را تقلیل داد و در نقش یک سوپاپ اطمینان ظاهر شد. به عبارتی اتفاقاتی که میتوانست به چالش های جدی برای گروه های مختلف تبدیل شود و به عنوان سوژه های بسیار مهم و تأثیر گذار برای جریان های سیاسی تبدیل شود اهمیت و موضوعیت واقعیشان را با عنوان شدن در فضای مجازی از دست دادند و ویژگی سطحی و کم عمق بودن این رسانه ها به میزان زیادی اهمیت و ارزش واقعی موضوعات را دچار تحول و تغییرات بنیادین نمود.
به نظر می رسد بسیاری از عکس العمل ها در مقابل اتفاقات و وقایع یاد شده در فضای مجازی نیز چنان که عنوان شد تحث تأثیر ویژگی سطحی و غیر عمیق بودن مباحث در این فضا قرار گرفته و عکس العمل ها و اعتراض های منفعلانه، مقطعی، غیر هدفدمند و بدون چارچوب نمی تواند راهکار مناسبی برای برون رفت از مارپیچ سکوت باشد.
میتوان از مارپیچ اعتراض مجازی به عنوان تجلی و شکل دیگری از مارپیچ سکوت در این فضا یاد نمود. در این مارپیچ نوظهور البته سلسله ای از اعتراضات و تخلیه های هیجانی نخبگان در جریان های درون گروهی و برون گروهی رخ می دهد اما در آنها تلاش و جدیتی برای رسیدن و پرداختن به یک اعتراض هدفمند و واکنش تأثیرگذار به منسه ظهور نمی رسد.
بازگشت به دنیای واقعیت و پرداختن سازمان یافته، هدفمند ، نتیجه گرا و واقع بینانه به چالش ها و پرهیز از افتادن در دام مارپیچ اعتراض مجازی به نظر بهترین راهکار برای برون رفت از دام و سلطه Spiral Silence است.